4.8
(5)

تحقیقات بازار نقش کلیدی در ایجاد و حفظ سازمان های قوی دارد و کمک می کند تا برندها، مشتریان خود را حفظ کرده و توسعه دهند. با توجه به این حقیقت، پس چرا برخی از شرکت ها از پژوهش بازار استقبال نمی کنند؟ در این مطلب، برخی از نگرش های رایج اشتباه در مورد پژوهش بازار، بررسی می شود.

۱. یک محقق بازار نمی تواند تجارت من را درک کند. چرا که برای فردی خارج از این صنعت، بسیار پیچیده است.

در واقع یک پژوهشگر نیاز به تخصص در حوزه فعالیت شما ندارد! محققین بازار با دریافت اطلاعات اولیه در مورد زمینه فعالیت شما و بررسی نیازهای سازمان و در نهایت به کارگیری مرتبط ترین روش های پرسشگری و تحلیل، می توانند مفیدترین اطلاعات مورد نیاز را فراهم کنند. علاوه بر این، درگیر کردن محققی که درک عمیقی از سازمان شما ندارد، می تواند وضعیت موجود را به چالش بکشد و چشم‌انداز تازه‌ای به ارمغان آورد. از سوی دیگر،‌ تجربه پژوهشگران بازار در مقوله‌ها و صنایع مختلف به شما دیدگاه تازه‌ای در مورد چالش‌هایی که با آن روبرو هستید، می‌دهد.

۲. تحقیقات بازار گران است.

فارغ از اینکه پروژه های تحقیقات بازار را می توان متناسب با بودجه های مختلفی تنظیم کرد، موضوع اصلی در اینجا هزینه نیست بلکه ریسک انجام ندادن تحقیقات بازار است. شما به عنوان مدیر برند/سازمان ممکن است مجبور باشید به سوالاتی از این دست جواب بدهید که چرا محصول جدید شکست خورده است؟ یا چرا سهم بازار برند شما در حال کاهش است؟ در حالی که با انجام تحقیقات بازار و شناخت عمیق رقبا، مصرف کنندگان و سایر عوامل تاثیرگذار در بازار، می توانستید از چنین مسائلی پیشگیری کنید. پس در واقع هزینه تحقیقات بازار را باید با ارزش آن در کم کردن ریسک برند شما در نظر گرفت.

۳. هر سازمانی می تواند خودش تحقیقات بازار مورد نیاز خود را انجام دهد.

مانند هر حرفه دیگری، تحقیقات بازار به تجربه و آموزش نیاز دارد تا بتوان سوالات درستی را طرح کرد و تحلیل و آنالیز مناسب انجام داد. مهمتر از همه، محققان در طول پروژه بی طرف هستند و این موضوع باعث می شود که پاسخ دهندگان احساس کنند می توانند به راحتی احساسات و نظرات واقعی خود را بدون هیچگونه سانسور و مخفی کاری بیان کنند. به عنوان مثال برای مشتری شما بسیار راحت تر است که به یک محقق بی طرف بگوید که برند شما چه نقاط ضعفی دارد تا اینکه بخواهد مستقیما به خود شما بگوید. از سوی دیگر محققین بازار کاملا بی طرفانه اقدام به تحلیل نتایج می کنند در حالی که این موضوع برای فردی که متعلق به سازمان است، می تواند امری دشوار باشد و در نتیجه فرایند تحلیل و نتیجه گیری ناخواسته و ناخوداگاه با سوگیری همراه شود.

۴. خودمان مشتریان خود را می شناسیم و تحقیقات بازار صرفا هرآنچه خودمان می دانیم را به ما خواهد گفت!

آیا واقعا مشتریان خود را می شناسید؟ آیا واقعا انگیزه های پنهان در فرایند خرید و تصمیم گیری آنها را می دانید؟ وقتی از تحقیقات بازار کمک بگیرید، بینش عمیق تری در مورد مشتریان هدف خود به دست می آورید. یک مطالعه تحقیقاتی عمیق می‌تواند انگیزه‌ها یا خواسته‌های پنهانی را که در تعاملات سطحی‌تر آشکار نیستند، برملا کند. علاوه بر این، بازار مصرف کننده پویا است. آنچه امروز درست است ممکن است فردا درست نباشد. مصرف کنندگان همیشه نحوه تعامل خود با رسانه ها، محصولات، فناوری و حتی سیستم های اعتقادی خود را تغییر می دهند. اگر واقعا به طور منظم مشتریان خود را به طور عمیق و حرفه ای بررسی نمی کنید، در گفتن این که شما مشتریان خود را می شناسید باید تردید کرد.

۵. اجرای تحقیقات بازار زمان زیادی می برد.

محقق می تواند با در نظر گرفتن محدودیت زمانی شرکت، طرحی مناسب را تدوین کند که نتایج در بازه زمانی مورد نیاز استخراج شوند. پیشرفت‌های فناوری در حال حاضر، زمان انجام تحقیقات را به میزان قابل توجهی کاهش داده است. به لطف فناوری‌های جدید، محققان بازار می توانند پژوهش ها را متناسب با محدودیت زمانی پروژه ها طراحی کنند.

 

اینک هنگام آن است که مجددا این نکته یادآوری شود که با داشتن این قبیل نگرش های اشتباه نسبت به تحقیقات بازار، می توان به طور ناخواسته مانع از پیشرفت و رونق برند/سازمان خود شد.

 

به این متن امتیاز دهید

میانگین امتیاز 4.8 / 5. 5