به نظر شما چرا مارک های بزرگ و معروف مبالغ زیادی را صرف تحقیقات بازاریابی می کنند؟ چرا تحقیقات بازاریابی در مشاغل جهانی و بین المللی جایگاه خاصی دارد؟ آیا آنها نباید به حد کافی داده هایی داشته باشند تا براساس آنها محصولات و خدمات خود را گسترش دهند و یا استراتژی های بازاریابی خود را طراحی نمایند؟ این شرکت ها تحقیقات بازاریابی سنتی انجام میدهند یا مدرن؟

امروزه بازار رقابت بسیار داغ است و انتظارات مصرف کنندگان نیز روز به روز بیشتر می شود. مصرف کنندگان اگر از شما راضی نباشند برای تغییر برند خود تردید زیادی از خود نشان نمی دهند. آنها گزینه های زیادی در پیش رو دارند و برندی در این میان از همه موفق تر است که بتواند نیازها و انتظارات مصرف کنندگان را به نحو بهتری برآورده سازد. بنابراین به طور قطع درک کاملی از آنچه مصرف گنندگان می خواهند مورد نظر است.

به طور مشخص تحقیقات بازاریابی سنتی و یا آنلاین و مدرن،  به شما اجازه می دهد تا به مرور زمان درک کاملی از برند خود داشته باشید. تأثیر تبلیغات و رسانه ها را برروی برند خود مشاهده کنید. با ترجیحات مشتریان آشنا شوید و بدانید که چه چیزهایی باعث وجه تمایز شما و رقبا می شود. انتظارات مشتریان همیشه در حال تغییر است و برای حفظ مشتریان فعلی و به دست آوردن مشتریان جدید، نیاز به تحقیقات بازار در شرایط فعلی است. نیاز به اطلاعات جدید و به روز بهترین دلیل است که چرا برندهای معروف و بزرگ به طور مستمر تحقیقات بازاریابی انجام می دهند و تنها به داده های قبلی خود اکتفا نمی کنند.

رویکردهای متداول در تحقیقات بازاریابی، اجرای گروه های کانونی و یا مصاحبه های کمی با استفاده از پرسشنامه به صورت آنلاین و یا رو در رو می باشد. با استفاده از این رویکردها می توان چند نوع تحقیق اصلی که کاربردهای فراوانی برای کسب و کارهای متفاوت دارد انجام داد:

  • تحقیقاتی برای درک نیازهای مصرف کنندگان
  • تحقیقاتی برای درک این موضوع که تا چه حد مصرف کنندگان با محصولات یا خدمات شما در ارتباط هستند
  • تحقیقاتی برای درک استقبال از یک ایده، محصول یا خدمت توسط مصرف کنندگان
  • تحقیقات برای درک ایده آلها و انتظارات مصرف کنندگان
  • تحقیقات بر روی محصولات برای بهتر شدن آنها و یا تولید محصولات جدید

محدودیت های بازاریابی سنتی

به وسیله این چند نوع تحقیق می توان اصول و نیازهای تحقیقات بازار یک شرکت را پوشش داد. با استفاده از آنها می توان فرصت های بازار را شناسایی کرد و فهمید که محصول یا خدمت شما تا چه حد مورد استقبال قرار گرفته است.

با این حال نمی توان منکر شد که تحقیقات بازاریابی سنتی دارای محدودیتهایی نیز هستند. امروزه مردم دوست دارند که سهم بیشتری در تحقیقات داشته باشند و تکمیل یک پرسشنامه و پاسخ دادن به چند سؤال آنها را راضی نمی کند. اینگونه تحقیقات بیشتر مبتنی بر تجربیات قبلی مصرف کنندگان است و به محض به روز رسانی یا تغییرات در محصول یا خدمات این داده ها دیگر قابل اعتماد نیستند. همچنین خطاها و تعصبات محققان می تواند نتایج را در جهت باورهای از پیش تعیین شده تغییر دهند.

از سوی دیگر تحقیقات بازاریابی بخصوص زمانی که صحبت از تجزیه و تحلیل داده های زیادی باشد، می تواند بسیار زمانبر و مستلزم هزینه های زیادی باشد. یکی دیگر از محدودیت ها انتخاب نمونه ای است که نماینده واقعی جامعه باشد. برای اینکار باید نمونه بسیار بزرگی انتخاب کرد که اجرای چنین تحقیقی مستلزم زمان زیادی می باشد. در نهایت این روشهای سنتی دارای انعطاف پذیری کافی نیستند و نتایج به دست آمده از آنها در حد سؤالات مطرح شده خوب هستند.

البته که اینگونه روشها هنوز هم مفید هستند ولی سؤال مهم این است که با توجه به محدودیت های مطرح شده چه راهی برای برطرف کردن آنها وجود دارد؟ به نظر می رسد بهترین راه ترکیب روشهای سنتی با هوش مصنوعی و سایر منابع اطلاعاتی مانند شبکه های اجتماعی باشد. با استفاده از هوش مصنوعی، سؤالات بعدی براساس محتوای پاسخهای قبلی پاسخگویان طراحی می شود. به این ترتیب می توان بازخوردهای مصرف کنندگان را در سطح عمیقتری دریافت کرد.

تحقیقات براساس داده های اجتماعی روشی است که به نظر می رسد در شرایط فعلی خیلی خوب باشد. با توجه به تعداد بسیار زیاد کاربران شبکه های اجتماعی متفاوت مانند فیس بوک و توئیتر و اینستاگرام و تعداد اطلاعاتی که در روز از این طریق رد و بدل می شود، می توان گفت که امروزه کاربران شبکه های اجتماعی بزرگترین گروه مصرف کنندگان شما هستند.

برندها می توانند به طیف وسیعی از نظرات دسترسی داشته باشند و از آنها برای بازاریابی و توسعه محصولات و خدمات خود استفاده کنند. با شنیدن و گوش دادن به نظرات میلیونها نفر در شبکه های اجتماعی متفاوت شما می توانید نیازهای مشتریان خود را دریابید. از بازخورد افراد در شبکه های اجتماعی به احساسات مردم پی می برید، به آنچه می گویند گوش می دهید، به سؤالات آنها پاسخ می دهید و در نهایت واکنش صحیحی از خود نشان می دهید.

برای این کار کافی است:

1 – راه و روش به دست آوردن اطلاعات صحیح را بدانید.

2 – راه و روش استفاده صحیح از این اطلاعات را بدانید.

به این ترتیب می توان شکافهای موجود در روشهای سنتی تحقیقات بازاریابی را با استفاده از روشهای مدرن (مانند استفاده از هوش مصنوعی و شبکه های اجتماعی به عنوان منابع اطلاعاتی) پر کرد. با گوش دادن به اطلاعات برندها در شبکه های اجتماعی می توان اطلاعات را در زمان واقعی و به دور از تعصبات جمع آوری کرد. بنابراین برندها می توانند هزاران دیدگاه فردی و غیرمنتظره را جذب کنند و به تجزیه و تحلیل آنها بپردازند. از آنجایی که این تحقیقات در مقیاس بزرگ و با کیفیت بالا انجام می شود، برندها می توانند با استفاده از سؤالات مشخص در سطح بسیار گسترده ای به بینش مصرف کنندگان دست یابند و سپس آنها را با دنیای واقعی مطابقت دهند.

تبادل اطلاعات بیشمار در اقتصاد دیجیتالی در بسیاری مواقع باعث می شود علائم ارزشمندی در این میان گم شوند. با گوش دادن دقیق و با هدف به شبکه های اجتماعی می توان علائم ارزشمند را شناسایی کرد. این علائم می توانند به شرکتها کمک کنند تا آنچه را که مشتریان می خواهند ، کشف کنند و قبل از اقدام رقبا ، عکس العمل نشان دهند. هنگامی که این روشهای نوین با رویکردهای تحقیقات بازاریابی سنتی تركیب می شوند ، یک دیدگاه سیصت و شصت درجه از آنچه مصرف كنندگان فکر می كنند و انتظار دارند را ارائه می دهد.

پس می توانیم این را به عنوان یک خبر خوب تلقی کنیم که گرچه هنوز رویکردهای تحقیقات بازاریابی سنتی جایگاه مخصوص به خود را دارند، اما با ظهور رسانه های اجتماعی و فناوری های هوش مصنوعی ، هم اکنون برندها می توانند در زمان واقعی ، بینش مصرف کننده را در مقیاس بزرگتر جمع آوری و به آنها دسترسی پیدا کنند.